... اما عاشورا همه‌اش روضه و غم‌گساري نيست

عاشورا، پرچم اجراي عدالت است كه بر قله خورشيد نصب شده

و اكنون را - با باري بس‌گران و طاقت‌سوز، از اندوهان و تجربه‌ها و چگونگي رويدادها... - دوست دارم با ” عاشورا “ نجوا كنم، و در معبر جليل اين حضور عظيم، سر بر آستان لحظه‌هاي صيرورتهاي متعالي نهم و فيضان آيات عدل را در اين منشور خونين لمس كنم و دردهاي تراكم يافته در استخوان انسان محروم و مظلوم را، و مظلوميت تعاليم مغفول و مكتوم را، با فرياد باز گويم و همه بيدادهايي را كه بر ستمديدگان رفته است و مي‌رود - دوباره - در گوش ” عاشورا “ زمزمه كنم و خون دلي را كه بر گونه‌هاي انسان بي‌پناه روان است بر ” لوح عاشورا “ بنگارم ...

عاشورا، شهادت پسر پيامبر، اسارت دختران پيامبر، و آواره گرداندن آنان در شهرها و بيابانها و حاضر نمودن آنانا - با غل و زنجير - در درباره دمشق، در حضور حاضران دربار يزيد، به همراه اظهار شادماني از فتح و پيروزي و غلبه بر فرزندان پيامبر، چرا؟ و براي چه؟ اين سوالي بود كه افكار را به خود مشغول مي‌داشت و سينه‌ها را مي‌جوشاند... تا خطبه‌هاي علي‌وار بانوي كربلا و سخنراني ولي خدا ( در اجتماع شام، در مركز حاكميت حزب اموي و پهنه نفوذ فرهنگ جاهليت سفياني)، كه ماييم فرزندان مكه و مني و زمزم و صفا ... و ماييم فريادگران راستين اذان و حاملان راستين قرآن ... />

و بدينگونه عاشورا از مرز شهادت و اسارت گذشت و بر فراز قله جاودان ” رسالت “ جاي گرفت، رسالت احياي قرآن و نجات انسان و بدينگونه عاشورا دوباره جو نزول قرآن را بازسازي كرد و سياهي‌هاي متراكم جاهليت را زدود. و نجات اين كتاب آسماني را از همه تمهيدهاي الحادي و حذف‌هاي تعبيه شده اموي تضمين نمود. قرآن يك بار ديگر از حنجره عاشورا تلاوت شد، تا هيچگاه - آري، هيچگاه - فراموش نگردد. و فراموش نمي‌گردد، تا وارث كبير عاشورا بار ديگر آن را تلاوت كند و احكام فراموش شده آن را عملي گرداند، زندگيها را تطهير كند و زندگي قرآني را نمودار سازد و معناي حكومت اسلامي را نشان دهد... />

عاشورا اين نيست كه با تلاش شماري منبري و مداح حرفه‌اي ( كه روش آنان و منطق و شعرشان، كاملا بر خلاف شاعران شيعه حماسه گستر دوران ائمه(ع) است)، مردم را در يك روز معين به سر و سينه زدن وا دارند و در معابر روان سازند. بعد عاطفي عاشورا، اگر منبريها و مداح‌ها - به صورت ضروري و فوري و اصولي، اصلاح شوند - و مردم بر يك غم بزرگ گريه كنند، نه تنها خوب كه لازم است. قلب انسان نبايد با دنياي غم‌هاي بزرگ بيگانه باشد، اما عاشورا همه‌اش روضه و غم‌گساري نيست. عاشورا حركتي براي نفي ظلم و اجراي عدالت است، چنانكه در خطبه دوم حضرت امام حسين(ع) به صراحت ذكر شده است. عاشورا حماسه فجرهاي بزرگ انقلاب‌هاي خونيني است، كه حق محرومان را بگيرد و به آنان برساند. />

عاشورا، پرچم اجراي عدالت است كه بر قله خورشيد نصب شده است و اگر شيعه كوتاهي نكرده بود و عاشورا را به جهانيان شناسانده بود، امروز عاشورا همه محيط‌هاي انساني را با عدالت و انصاف آشنا كرده بود. به شرط اينكه خود طرفداران عاشورا و حكومت‌هاي مدعي اعتقاد با عاشورا، به عدالت و انصاف معتقد باشند و جامعه را بر اساس عدل و داد بسازند و اين همه تفاوت‌هاي جهنمي و ” دره‌هاي فقر “ و ” قله‌هاي ثروت “ وجود نداشته باشد و يزدياني كه در زير نام حسين(ع) خود را پنهان كرده‌اند در ميان نباشند. />

برگرفته از ” عاشورا، مظلوميتي مضاعف“ از محمدرضا حكيمي />

/ 3 نظر / 6 بازدید
امين (روزنامه نگاری از تبريز )

سلام. می بینم که با بزرگان و زرنگان کلاس برمی داری و ما را دیگر تحویل نمی گیری . راستی چرا آپ نمی کنید ؟ و یک چیز دیگر:من در جشنواره اخیر مطبوعات استان در رشته گزارش دوم شدم و جایزه گرقتم . نمی خواهید بیایید و تبریک بگید ؟ حالا جایزه هم نخریدید ما زیاد پر توقع نیستیم یکی دو تا سکه تمام بهار آزادی بدهید راضی می شویم .!!

amin.tabriz

سلام ممنون از لطفت . اگر از نمرات خبر دارین ما را هم بی خبر نگذارید . باز هم ممنونم. یا حق

عين جيم

از اشنايی با شما خوشبختم ممنونم که به من سر زديد ومرا مورد لطفتان قرار داديد لينک شما رادر وبلاگ همکلاسيها ديدم و خوشحالم که از اين بعد ميتوانم از مطالب پر بار اين وبلاگ استفاده کنم